تبليغاتX
طنز خوشمزه
ستاره ای بدرخشید و....

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند

مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ

مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند

بعدمرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟

گفت و گوی دو نفره ...
مرد: اوشجل بوده! خوشجل بوده! ناناز بوده!پیسر بوده!

زن: شیتیل شتل!! گوگول مگول!!

مرد: ناناز پشل !! گاباجا بوجی!! پیسه پیسری!!

زن:آقا پیسلی !! آگاجا گوجی!!

 

فقط در یه صورت میشه قبول کرد این دو تا به سرشون نزده

 

اونم در صورتی که اینا یه پسر کوچولو دارن که گر چه توی کادر نیست

 

ولی وجود خارجی داره

 

*****************************

راستی تو این ایام چقدر از این عرض تبریک ها دیدین

 

دوست عزيزم، سرور گرانقدر، جناب آقاي درپيتيان!
برخورد شديد تق به توق را به جنابعالي بي نهايت
تبريك مي گويم و خلاصه دربست چاكريم مم بعد!

 

***************************

شب یلدای خوبی داشته باشین

پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 1:16| نویسنده : اکبر |
وجدان درد یا درد وجدان

 

 

برو

بی خیال بابا نرو

اگه این دفعه نری بد میشه ها

کی میگه اصلا هیچ مشکلی پیش نمییاد

ببین ممکنه حذفت کننا

این ترم اولی بازیها رو بذار کنار

مگه ترمای پیش باهاش درس نداشتی

که چی حضور غیاب نمیکنه که

مگه نگفتی یه جلسه نرفتی باعث شد نمره ت کلی کم بشه

اون که تقصیر تو نبود تقصیر استاد بود

استاد!!!

آره دیگه میخواست 8 صبح جمعه کلاس نذاره

خوب دیگه وقت نداشت

تازشم دو هفته گفت کلاسه ولی تشکیل نشد

ولی تو همون جلسه که نرفتی گفت امتحان جزوه بسته است وبدبخت شدی

خوب که چی با همون شرایط هم پاس کردی

ولی امروز رو برو دانشگاه

ولش کن ، گوش نکن به حرفش، تو این بارون ساعت 7 شب کی میره دانشگاه

ضرر میکنی ها بیا برو این دفعه رو به خاطر من

یه نهیبی به خودم میزنم و میگم بیا یه بارم که شده تو این 22 سال به حرفش گوش کنم

میرسم رشت بارون امون نمیده همین جور یه ریز داره میباره

هنوزم دیر نشده هر چی جلوتر بری یه قدم از خونه دور میشی ها

تا اینجا که اومدی حیف نیست برگردی ، بیا بروماشین بگیر

اگه بری پشیمون میشی

میرسم انزلی بارون شلاقی میباره ( موش آب کشیده شدم)

کلاس خالیه . کسی تو کلاس نیست. مهندس ببخشید جناب دکتر کلاسشون کجاست

دکتر این هفته نمییاد. کاری واسش پیش اومده

 

اینجاست که باید گفت

ای .. به گورت وجدان

ما نمیخوایم وجدان داشته باشیم کیو باید ببینیم

ماشین میگیرم

کجا میرین

برره

********************************************************

 

 

اینم یه مطلب جالب که تازه خوندم

 

 

 

 

همه‌ي دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم‌باشك بازي كنند.

از بخت بد انیشتين كسي است كه بايد چشم بگذارد. او بايد تا 100 بشمرد.

و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن
نيوتن فقط يك مربع 1متري روي زمين مي‌كشد و داخل آن روبروي انیشتین مي‌ايستد.

انیشتين مي‌شمرد
1، 2، 3، ...97، 98، 99،
100
او چشمانش را باز مي‌كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است. انیشتین مي‌گويد

"سوك‌سوك نيوتن!!" نيوتن انكار مي‌كند و مي‌گويد نيوتن سوك‌سوك نشده است.

او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست. تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگون او ثابت مي‌كند كه نيوتن نيست.

نيوتن مي‌گويد: "من در يك مربع مساوی1متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم نيوتن بر متر مربع...

چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است،
من پاسکال هستم پس "سوک سوک پاسکال"

یکشنبه دوازدهم آذر 1385 ساعت 1:16| نویسنده : اکبر |